تبليغاتX
مرغ باغ ملکوت(ساقی سرمستان)

سلام خوبین یا بهترین؟من هی بدک نیستم  امروز رفتم سرحل تمرین مبانی.استاد یارجوونی داریم راستشو بخواین یه ذره شبیه یوسف پیامبره.البته یوسف خوشگل تره ها!یکی از پسرامونم شبیه مجید صالحیه.ازاون درس خوناست.کلاسمونم که یه نمه کوچیکه.منم فقط وقت مبارکم رفت هیچ سودی نبردم.ناهار نخورده بودم بعد کلاس گفتم برم یه چیزی بخورم که  ته دلمو بگیره چون مامان شام قرمه سبزی میخواست بذاره .من خیلی وسواسیم خیلی یه چیزی روسخت انتخاب میکنم یه شلوار لی میخواستم بخرم کل بازار رضا رو سروته کردم یه شلوار اونم فروشنده سرم داد کشید ااینقدر شلوار پام کردم دراوردم پام کردم دراوردم اخرش گفتم مامیریم یه دور میزنیم برمیگردیم مرده گفت بری برگردی بهت نمیفروشم شوهر که نیست بخوای تا اخر عمرت نگه داری و از ین جور حرفا!دیگه بااصرار اون ودوستم دیگه مجبورکی خریدمش البته خوشگله ها الان راضیم ولی فکرکنم رنگ پس بده.خلاصه از بحث منحرف شدیم کجا بودم؟اهان یادم اومد رفتم یه خوراکیی بخورم دیدم اصلا راه نداره هیچ کدومو میلم نمیکشه یه پسره گفت مثلا فلان چیز خوشمزست بهمان چیز خوشمزست واینا منم گفتم به تو باشه که میگی همه اینا خوشمزن اقای محترم.اونم اروم  یه جوری که من نشنوم گفت اره خودمم خوشمزم.منم شنیدم سریع دوستمو کشوندم اون ور گفتم سیب زمینی میخوام .خودمو زدم به اون راه چون میدونستم اگه بخوام کل کل کنم  گیس و گیس کشی راه می افته و...برگشتنی تو راه خونه برای یکی دیگه از دوستام تعریف کردم اون گفت اونی که اینو گفت چه شکلی بود گفتم کی این حرفو زده یعنی خودشو که نمیشناختم توصیفش کردم اونم یهو دادش رفت هوا!که ای داد وبیداد پسره میخواسته به من شماره بده پیله شده منم نزدیک بوده ازش شماره بگیرمو چندتا گنده هم بارش کرد.منم قیافم شده بود عینهو بازیگرای فیلمای کمدی که تعجب میکنن!دوستم گفت خدامیخواست توقضیه روبرام تعریف کنی منم گفتم حالا اون بچه شوخی کرده توببخش اونم گفت وایسا یک پدری ازش دربیارم منم گفتم دربیار بهتر.

اخی!راستی شوهر دختر همسایمونم فوت کرده اینققدر دلم سوخت  که خدامیدونه.دلم رفت.خیلی طفلی دختر مردم داغون شد شش سال منتظر بود که نامزدش از خارج از کشور بیاد بهترین خواستگارا رو رد کرد منتظر اون اقا شد یه سال بود شوهرش ازخارج اومده بودباهم ازدواج کرده بودن خوشبخت بودن بچشونم 4ماهشه که شوهرش سکته میکنه  وفوت میکنه.طفلی دلم حسابی سوخت دختر مردم فناشد.ازخداخواستم بهش صبر بده.فقط صبر.خداشوهرشم بیامرزه.



شنبه شانزدهم آبان 1388 |

سلام خوبین یا بهترین؟من که امروز کلی عصبانی شدم از دست این بچه های کلاس.امروز به اصرار (ل)و(س)رفتیم ته کلاس نشستیم من میدونستم که ته کلاس واقعا پسرا شیطنت میکنن به خاطر همین خیلی اصرار کردم که بریم و سر کلاس بشینیم ولی دوستان دوست داشتن ته کلاس بشینن و ببینن چه جوریه؟ته کلاس میشه راحت تر بود یاسر کلاس.من هم قبول کردم .ولی کاشکی قبول نمیکردم نمیدونین من اخلاقم یه جوریه که تو کلاس درس و گوش میدم و خونه نمیخونم.(البته این جمله کمی تاقسمتی بداموزی داشت لطفاعزیزان زیر 18برن ودوباره جمله روتا گوش میدم بخونن)خلاصه یه بدبختی کشیدم تا یه نخود از درس رو فهمیدم.نمیدونین که چه قدر شیطونن اصلا من فکر نمیکردم پسرای کلاس این قدر شیطون باشن وواقعا برام جای تعجب داشت یادش بخیر چه تعریفا که از بچه هامون الکی نمیکردم که چقدرماهن و ارومن و.......ولی به واقع امروز یه ذره نظرم عوض شد البته همشون اینطوری نبودن ولی دوتاشون که واقعا ول وله جادون!موشک پرتاب میکردن به سمت هم یه موشکم اومد سمت من اینقدر عصبانی بودم میخواستم پاشم اونی که انداخته رو با چک ولگد بیرون کنم  تا بلکن کلاس کمی اروم شه ولی خوب نمیشد دیگه چون پسرن !من که نمیتونم پسر مردم رو بزنم.بخاطر همین سریع موشک رو گرفتمو مچالش کردمو انداختمش زمین تا بفهمن که اینجا مهدکودک نیست کاشکی لااقل  درحد دبستان بچه بازی درمیاوردن !!!!!!!!!!!ولی یکیشون که فکر میکردم خیلی شر باشه خیلی اروم بود یعنی داشت امپی3پلیر گوش میداد ولی خوب بهرحال مثل دوستش نبود خیلی اروم تر بود.دخترا این وسط جالب بودن اونا باز از پسرا اروم تر بودن خدا رو شکر ولی خوب بعضیهاشون شیطنتایی میکردن که جای بسی تامل داشت.من که برگشتم به یکی از پسرا گفتم اینجا رو شما باکودکستان اشتباه گرفتین ولی فکر کنم خودشو زده بود به اون راه که مثلا متوجه نمیشه چی میگم...راستشو بخوای میتونستم امروز سر کلاس کلی بخندم ولی خوب واقعا چنین رفتارایی ازدانشجوها برام عجیب اومدوخیلی ..........مهم نیست.امیدوارم بهتر بشن.

امروز سر کلاس نوشابم ریخته بود تو کولم منم تا متوجه شدم سریع بساطمو دراوردمو کیفمو گذاشتم جایی که باد گرم میومد اول گذاشتم روبه روش ولی بعدش دیدم یه جایی بادگرمش بیشتره به خاطر همین کولمو گذاشتم اونجا یه پسره جوجه اومده به من میگه فکر میکردم مستقیم زیر فن(فن که چه عرض کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟کلمه ای مناسب تر پیدا نکردم بادکش هواییه)بادگرم بهش میخوره سریع تر خشک میشه اینو که باید بدونین!!!!!!!!منم گفتم اخه چه ربطی داره دستتو بذار ببین کجا باد گرم بیشتر میاد اون وقت بفهمو حرف بزن.واسه من چنان قیافه ای میومد پسره چشم سفید میخواستم همون لحظه بزنم دکو دهنشو............وللش.فقط دوست داشتم بهش بگم احساس مایکل جکسونی نداشته باشه.اخه بدبختی جوجه بود!همینم مونده این نخودی واسم قیافه بیاد.
اینقدر از ادمایی که خودشونو واسم میگیرن بدم میاد .خصوصا پسرا!بااین که پسرامون امروز خیلی شیطنت کردن ولی اکثر اونایی که شیطنت میکردن خودشونو واسم نمیگیرن به خاطر همین ازشون بدم نمیاد.ولی خوب خوشمم نمیاد.اگه یه نخود شوخیاشونو سرکلاس کمتر میکردن خوب بهتر بود ولی بچه های بدی درکل نیستن.

امروز استاد ریاضیمون اقای(ع)میگفت زمان ما بچه ها یه جور دیگه بودن.الان به بچه ها میگی کتاب قیافشون عوض میشه. نمیدونی چقدر خندیدم.امشب بابا یه جوجه کباب گرفته خدایا جاتون واقعا خالی خیلی خوشمزست جوجه کباباش.

دیروز تومترو جالب بود یه اقایی هی میومد سمتم من میرفتم اون ورتر هی دیدم داره حرف میزنه ها ولی خوب من امپی3پلیرم توگوشم بودصداشم تا اخر چه میفهمیدم چی داره میگه.دیدم ول کن نیست هنسفیریمو دراوردم با اخم گفتم بله اقا حرفیه ؟کاری داری؟ گفت اره شمارمو لطف کنین بنویسین بدبخت داشت سکته میکرد.یه لحظه از ترسش خندم گرفت دیدم پررو نیشش واشد منم یه چشم غره رفتم واسشو گفتم اقا برو این کارا درشان شما نیست.اونم سریع رفت.منم باز خندم گرفت گفتم باریکلا به این اصرارت.خانوما همه میخندیدن البته من به پسره اگرم اصرار میکرد جواب نمیدادم شاید صدامم میبردم بالا پس خوب شد رفت اون جمله روگفتم باخانوما بخندیم.

الانم دارم یانی گوش میدم جایتان بسی خالیست منتظر نظراتتون هستم.



دوشنبه یازدهم آبان 1388 |

سلام خوبین؟من بعد از یه مدت اومدم میبینم که نظرات خیلی هم پر نشده باز دم اونایی گرم که حداقل وقتی اپ کردن خبرم کردن.این روزا سرم گرمه با دانشگاه و اینترنت و خیلی چیزای دیگه.با محیط دانشگاه دارم میسازم و پسراشم اون طوریا که به نظر میومدن بد نیستن همشون خوبن و حداقل من کمی تاقسمتی باهمه میسازم و خاکی خاکی هستم.بچه های کامپیوترکه همشون عالین دمشونم گرم استادا هم تقریبا همه خوبن به جز یکی که....چه عرض کنم والا!حالا دارم یه فکرایی براش میکنم.

من کلا ازادمایی که خودشونو میگیرن خوشم نمیاد تو کلاس هم چند نفری هستن که خودشونو برام (البته نه برای من بلکه برای همه)میگیرن ولی من سعی میکنم خودمو باهاشون وفق بدم واین رو پیش خودم مدام تکرار کنم که هرفردی خصوصیات  خاص خودشو داره و اونا هم این طورین دیگه!بلاخره من باهمشون دوست هستم.البته این تعداد خیلی کم هستنا!

من خودم چون تیپ شخصیتیم Aهست یه مقدار پرجنب وجوش تر از بچه های دیگه کلاسم البت این جنب و جوش زیادمو دخترایی که اطرافم نشستن بیشتر درک میکنن نمیذارم پسرا بفهمن که چه قدر شیطونم خیلی خودمو کنترل میکنم که نمیرم ادای استادا رو وسط کلاس دربیارم چون بالاخره ادمای بیجنبه هم ممکنه تو کلاس پیدا بشن وادمو تابلو کنن البته باید خودشون مراقب باشن تابلو نشن! سعی میکنم بیشتر امپی 3پلیرمو گوش کنم و شیطونیامو بروز ندم.

راستشو بخواین امروز که فکر میکردم من از اول دانشگاه تا الان یک ساعت بیشتر درس نخوندم اونم توی دانشگاه بوده که درست وحسابی نفهمیدم.خداکمکم کنه!!!!!!!!!!!!!

راستش الان میخواستم مسافران رو ببینم ولی بابام کلا با مسافران مخالفه حالا یه دفعه هم نشده بشینه درست و حسابی این مسافران رو ببینه ها!نمیدونم چرا دید منو بابام این قدر باهم فرق میکنه.خیلی خیلی دیدهای متفاوتی داریم.بابام دلنوازان رو دوست داره.میگه اخرشم این مهتابه از همشون خوشبختر میشه.منم گوگوشو دوست دارم!!!!!!!!!!!هه!چه ربطی دارن اینا به هم نمیدونم

خدایا ما اگر بد کنیم تو را بنده های خوب بسیار است تو اگر مدارا نکنی ما را خدایی دیگر کجاست

راستی غریبه عزیز صفحت باز نمیشه یه فکری بکن

خوب سرتونو درد نیارم نظر بدین بی معرفتا



جمعه یکم آبان 1388 |

حميد نعمت الله گفت: «بي پولي» را با اين ذهنيت ساختم كه مخاطب باسليقه‌ي سينما از آن خوشش بيايد و معتقدم فيلم متفاوت و جذابي است كه مردم آن را دوست دارند.

اين كارگردان كه دومين ساخته سينمايي‌اش را در حال اكران دارد در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اين مخاطب با سليقه را جزو مردم عام و خاص جامعه دانست و اظهار كرد: بعضي آدم‌ها اصولا باسليقه هستند و به طنز بخصوصي مي‌خندند و شوخي‌هاي بخصوصي دارند. فكر مي‌كردم آدم‌هاي باسليقه از اين طنز و فيلم خوششان بيايد كه اين آدم‌ها در ميان توده مردم و نخبه‌ها هستند.

وي درباره‌ي وقفه پنج ساله بين دو فيلمش موفقيت «بوتيك» و وسواس بعد از آن را موثر دانست و گفت: اين وسواس اما دليل اصلي اين وقفه نبود و معتقدم مدام مي توان به فاصله هاي طبيعي فيلم هاي خوبي ساخت. در اين مدت مقداري حوصله و آمادگي ساختن فيلم سينمايي را نداشتم و وقتم بيشتر به كارهاي ديگري از جمله نگارش 26 قسمت سريال، فيلمنامه «مقلد شيطان» و ساخت مستند و تله فيلم سپري شد.

نعمت الله با اشاره به شكل‌گيري فيلمنامه «بي پولي» گفت: هميشه در اطراف خودمان با اين موضوع كه طرف بي پول مي شود و نمي‌تواند آن را نشان دهد و پنهان مي‌كند مواجه هستيم. اين كه شخصي لنگ و معطل مبلغي کم است اما اصلا به او نمي‌آيد. دوستي داشتيم كه با همين مشكل بي‌پولي مواجه بود ولي خانه و اسم و رسم و ظاهر روبراهي داشت و به شوخي مي‌گفت راجع به من فيلم بسازيد كه ما پيشنهادش را زياد جدي نمي گرفتيم تا اين‌كه با هادي مقدم دوست فكر كرديم مهم‌ترين مساله پيرامون ما او است. آن دوستمان فكر مي‌كرد موضوعش خيلي تراژيك است اما با دکور و ظاهري که داشت وضع او به نظر ما مضحک بود و تصميم گرفتيم اين دو را با هم تركيب كنيم.

وي افزود: اين موضوع و اين كه دراين‌باره بشود فيلم تلخ و شيريني ساخت برايمان جذابيت داشت و فيلم‌نامه را با هادي مقدم دوست نوشتيم. كه حدود چهار سال دوران نگارش ناپيوسته داشت و حدود هفت ماه متمركز نشستيم و كار كرديم.

اين كارگردان درباره‌ي انتخاب بازيگران فيلمش هم اظهار كرد: انتخاب بازيگران مثل ساير انتخاب‌ها بايد براي آدم ها هيجان‌انگيزباشد و آدم احساس كند با حضور فلاني در آن نقش اتفاق جالبي مي‌تواند بي‌افتد. من بازي‌هاي راحت و رواني مي‌خواستم كه كنترل شده باشند. بازي‌ها در «بي‌پولي» رها، ول و بداهه نبود و بازيگراني مي‌خواستم كه روي بازي‌شان تسلط داشته باشند و به موقع طنزشان را بروز دهند.

وي درباره كند بودن ريتم فيلم با بيان اين كه نسخه اكران شده نسبت به نسخه به نمايش درآمده در جشنواره فيلم فجربهتر شده است گفت: قبول دارم لحظاتي ريتم كند است كه با ميكس مجدد و تغييراتي در موسيقي و تدوين اين مشكل حل شده است. به هرحال تايم فيلم طولاني است و تماشاگر بايد آن را باحوصله ببيند. واقعيت اين است که تماشاگر دو ساعت از وقت خود را با رضايت براي تماشاي يک فيلم خالي مي‌کند و کم مي شود که با فيلم به بهانه جويي رفتار کند مگر اين که واقعا فيلم او را کسل کند و يا از پيش با موضع و يا با نارضايتي به سينما آمده باشد و من تاکنون تاثير کسل کننده شديد و غيرقابل تحملي، در ميان تماشگران «بي پولي» نديده‌ام.

نعمت الله در خصوص صحبت‌هاي مطرح شده درباره‌ي ساعت دست شخصيت اصلي فيلم (ايرج) و اين كه در شرايط بي پوليش باز هم شاهد آن روي دستش هستيم توضيح داد: حفظ ظاهر جزو خصوصيات اين آدم بود و مدام هم تأكيد مي‌كرد و نمي‌خواست ويترينش را به هم بزند. ساعت هم شمايلي از كاركتر فيلم بود كه جنبه تجملي‌اش به شكل مشهودي در ساعتش ديده مي‌شود. چيز عاريه‌اي كه آدم مدام همراهش است. اين روزها با وجود ساعت‌هاي روي موبايل‌ها، ساعت بستن يا عادت است و يا آدم از آن تزيين خوشش مي‌آيد و براي ايرج چنين خاصيتي داشت.

وي ادامه داد: راجع به اين ساعت صحبت‌هاي زيادي شده است. يكي از مواردي هم كه هنگام فيلمبرداري با تهيه كننده بحث داشتيم همين ساعت بود. من از روز اول به بهرام رادان گفتم كه ساعت دستش باشد كه بعد يكي به مصطفي شايسته گفته بود احتمالا ساعت رادان اسپانسر داشته باشد. اما چنين چيزي نبود و براي اين كه مطمئن شويم، صحنه‌اي گذاشتم كه ساعت در چاه دستشويي مي‌افتد در واقع اگر اسپانسر داشت نمي‌گذاشت چنين بلايي سر ساعت بياوريم. البته در تدوين ديديم تايم فيلم طولاني شده و اين صحنه را حذف كرديم و مقداري از ابتداي آن در فيلم ماند.

نعمت الله تصريح كرد: قضيه اسپانسر و قيمت پنج ميليوني ساعت ايده بدبينانه‌اي بود كه اين وسط مطرح شد كه حقيقت هم نداشت و اين داستان به گوش افرادي رسيد كه يكي از آن‌ها از داوران جشنواره بود كه آن را معيار داوريش درباره اين فيلم كرد.

***

هادي مقدم دوست از نويسندگان فيلمنامه «بي پولي» هم كه در اين گفت‌وگو حاضر بود به خبرنگار ايسنا ادامه داد: به نظرم کساني که به ايرج خرده مي گيرند که چرا ايرج ساعت و فرش زيرپايش را نمي فروشد افرادي هستند که در زندگي شخصي خود تا بي پول شوند بدون هيچ واهمه و نگراني و بلافاصله به نزديکترين فرش فروشي و يا ساعت فروشي رفته و ساعت و فرش زير پايشان را مي فروشند و اين شهامت قابل تحسيني است که آنها دارند اما ايرج داستان «بي پولي» شهامت آنها را ندارد و او اصولا يک کاراکتر ترسوست که با طي کردن مصائب قدري توان روحي خود را افزايش مي دهد.

***

حميد نعمت الله در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا درباره حضور فيلم در جشنواره فجر با بيان اينكه به آن كم‌توجهي شد اظهار كرد: «بوتيك» هم‌ يک چنين وضعيت مشابهي داشت و آن را ابتدا در بخش مهمان جشنواره گذاشتند و «بي‌پولي» هم آخرين فيلمي بود كه براي بخش مسابقه جشنواره انتخاب شد و اول جز فيلم هاي رزرو بود. بنياد فارابي هم براي هر دو فيلم به ما وامي نداد در حالي كه اگر با هر معياري حساب كنيد«بي‌پولي» فيلم بدي نيست. براي «بي‌پولي» جلسات متعددي به فارابي رفتم اما كارشناس آن‌ها را نمي‌توانستم متقاعد كنم.

اين كارگردان درباره وضعيت اكران فيلمش گفت: مصطفي شايسته باتجربه و مهارتي كه دارد تشخيص داده فيلم اين موقع اكران شود. ازاين‌كه چند فيلم پرفروش با هم اكران شوند مشكلي ندارم اما اينكه يك بازيگر(بهرام رادان) در دو فيلم همزمان باشد تأثير خوبي بر تماشاگر نمي‌گذارد و اميدوارم اين صدمه براي هر دو فيلم كم باشد.

وي درباره تأثير موفقيت فيلم «بوتيك» در جذب تماشاگر براي «بي‌پولي» آن را ناچيز خواند و گفت: در گروهي از تماشاگران تأثير دارد اما موفقيت فيلم «بوتيک» در فروش نهايي «بي پولي» آنچنان تاثيري ندارد.

نعمت الله با اشاره به حضور بين المللي «بي پولي» با اظهار اميدواري از اينكه به سرنوشت «بوتيك» دچار نشود اظهار كرد: «بوتيك» به دو جشنواره نانت و بلاك مووي رفت كه درهر دو هم موفق بود اما اختلافاتي كه بين تهيه‌كننده و پخش‌كننده خارجي پيش آمد باعث شد اين فيلم از جشنواره‌ها محروم شود و دود آن به چشم من و فيلم «بوتيک» رفت.

وي ادامه داد: معتقدم اين نوع فيلم‌ها حال تازه‌اي از سينماي ايران براي خارجي‌ها است و همان‌طور كه ما با خيلي از فيلم‌هاي آن‌ها ارتباط برقرار مي‌كنيم طبيعي است كه آن ها هم اين فيلم را كه تصويرگر وضعيت‌هاي مشترك انساني است را درك كنند. عكس‌العمل مردم هنگام نمايش «بوتيك» در خارج مانند ايران بود و براي «بي‌پولي» هم مي دانم همين خواهد بود كه اميدوارم مصطفي شايسته فعاليت جدي براي حضور بين‌المللي آن را شروع كند.

اين كارگردان تاكيد كرد: با مصطفي شايسته در احساس‌مان نسبت به سينما، فيلم خوب و بد خيلي هم‌فاز و در يك مدار هستيم و همكاري با ايشان با تمام اوج و فرودها و كشمكش‌هايي كه بين تهيه‌كنندگان و كارگردان‌ها متداول است برايم جالب بود و راضي هستم و چيزهاي زيادي هم ياد گرفتم.

وي درباره كار آينده اش گفت: داستان سريالي با نام «وضعيت سفيد» درباره موشك‌باران را با هادي مقدم دوست نوشته ام كه پركاركتر و جذاب خواهد بود و بزودي آنرا خواهم ساخت و براي كار سينمايي هم طرح‌هايي دارم كه بلافاصله بعد از سريال يكي از آنها را شروع خواهم كرد.

***

مقدم دوست نيز در بخش پاياني اين گفت‌وگو اظهار كرد: فيلم مثل هر کالاي ديگر بايد به درد تماشاچي بخورد و درد تماشاچي در سينما فقط سرگرمي محض نيست سرگرمي در شهربازي هم قابل تامين است. تماشاچي مانند هر انسان سالمي نيازمند ترکيبي از سرگرمي و دانايي و انبساط روحي است. تماشاچي مايل است که با زباني قابل تحمل به اميد و تفاهم دعوت شود. تماشاچي مايل است که هنرمندان براي او وضعيت هاي پيچيده انساني را با زباني ساده و جذاب شفاف و تفهيم کنند و مايل است که سينما به رشد اخلاقي و سلامت نفس او و خانواده او کمک کند. فيلم‌ها مي‌توانند مانند داروها عمل کنند ما در نگارش «بي پولي» بر سر اين تعاريف تفاهم داشتيم.

نظرات رو توی پست حسین پناهی بنویسید

من تا۱۰روز دیگه نمی اپم باید نظرات پربشه ها

در ضمن هرکی اپید خبرم کنه

مرسی زیاد

در پناه حق



جمعه دهم مهر 1388 |

گروه تئاتر« درخت سيب» به دنبال برقراري ارتباط با هنرمندان تئاتر عروسكي ديگر كشورها سرگرم تبادل عروسك‌هاي سنتي با هنرمندان كشورهاي گوناگون هستند.

فهيمه ميرزاحسيني يكي از اعضاي اين گروه به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اخيرا يك هنرمند استراليايي سه عروسك «پانچ و جودي» اصيل را براي ما فرستاده و ما هم در مقابل عروسك پهلوان كچل را براي او ساختيم و فرستاديم.همچنين يكي از هنرمندان ايتالياي هم براي ما عروسك بوئنچينلا را فرستاد و ما هم عروسك‌هاي خيمه‌شب‌بازي را براي او فرستاديم.

به گفته‌ي او، عروسك‌هاي خيمه‌شب‌بازي ايراني هم‌اكنون در مجموعه‌هاي هنري ديگر كشورها قرار گرفته‌اند و بازديدكنندگان مي‌توانند از آن‌ها ديدن كنند.

گروه تئاتر «درخت سيب» كه متشكل از خواهران ميرزاحسيني است، همچنين براي دو تا از موزه‌هاي ايتاليا دو عروسك ساخته‌اند و قرار است تبادلات آنان با هنرمندان ديگر كشورها به همين شكل ادامه پيدا كند.

اين گروه تاكنون عروسك‌هايي از كشورهاي تركيه، ايتاليا، برمه، سنگال، صربستان و ... را جمع‌آوري كرده‌اند و در نظر دارند در آينده گنجينه بسيارخوبي از عروسك‌هاي سنتي كشورهاي مختلف گردآوري كنند.

گروه تئاتر درخت سيب كه سال گذشته در دوازدهمين جشنواره‌ي تئاتر عروسكي تهران - مبارك نمايش «آرش» را اجرا كرده بودند اين نمايش را آذرماه امسال در كارگاه نمايش تئاترشهر به صحنه خواهند برد.

اين نمايش كه جزو آثار برگزيده جشنواره تئاتر عروسكي است به شيوه‌اي خاص و با استفاده از عروسك‌هايي كه همه از سنگ ساخته شده‌اند به صحنه مي‌رود.

اين گروه چندي پيش هم نمايش «خواستگاري آبجي خانم» را براي دومين بار در فرهنگسراي نياوران ويژه تماشاگران خانم اجرا كردند.

گروه تئاتر «درخت سيب» كه متشكل از فهيمه، سعيده ،سيما وسمانه ميرزاحسيني است،تاكنون حضور موفقيت‌آميزي در بسياري از جشنواره‌هاي بين‌المللي داشته‌اند و در جريان اين سفرها عروسكهاي نمايشي سنتي اين كشورها را گردآوري كرده‌اند.



جمعه دهم مهر 1388 |

۱۴ مرداد سالمرگ شادروان حسین پناهی؛ سادگی دیگر حسین پناهی را ندارد

 

 

ساده زیستی و نوع متفاوت بینش مرحوم حسین پناهی از جهان عده زیادی را تحت تاثیر قرار داد. نوع نگاهش،

سادگی کلامش، او کسی بود که ساده به دنیا آمد و ساده از دنیا رفت؛

 

 

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان

کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه

ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش

بازگشت.چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد.

 


تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود. از حسین می پرسد که

فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟

حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن

روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در

بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.

 

بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی

بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا

چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.

 

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده

از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

 

با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد،

خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست

مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد.

 

در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز

لخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ

داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از

شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.

 

 



 

من زندگی را دوست دارم

ولی از زندگی دوباره می ترسم

 

دین را دوست دارم

ولی از کشیش ها می ترسم

 

قانون را دوست دارم


ولی از پاسبان می ترسم

 

عشق را دوست دارم


ولی از زن ها می ترسم

 

کودکان را دوست دارم


ولی از ائینه می ترسم

 

سلام را دوست دارم


ولی از زبانم می ترسم

 

من!!!

 

من روز را دوست دارم


ولی از روزگار می ترسم!



جمعه دهم مهر 1388 |
این دختره با خندش همه رو جذب میکنه

 

--عکس های عروسی هایفا+عکس های قبل از عمل جراحی اش

1.jpg

10.jpg

دوستان نرین ادامه مطلب نصف عمرتون برفناست

نظر یادت نره ها




ادامه مطلب
پنجشنبه نهم مهر 1388 |
درسایت YouTube فیلمی از دانشجویان دانشگاه ملک عبدالله  عربستان  پخش شده است که در این فیلم تعدادی از دانشجویان دختر و پسر در سلف سرویس این دانشگاه در حال رقص هستند . انتشار این فیلم ، خشم مقامات مذهبی عربستان را به دنبال داشته است.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه حوار و تجدد دانشگاه ملک عبدالله اولین دانشگاه مختلط در عربستان است که توسط ملک عبدالله و تعدادی دیگر از مقامات عربستان در 15 ماه رمضان افتتاح شد.

تاسیس دانشگاه ملک عبدالله مورد موافقت و مخالفت تعدادی از مسوولان و علمای اهل سنت عربستان قرار گرفته است .

موافقان این دانشگاه معتقدند می توان این اقدام را به عنوان اولین گام مثبت برای تغییرات گسترده در عربستان در نظر گرفت  در صورتی که مخالفان معتقدند ،این دانشگاه اخلاق اجتماعی جامعه عربستان را با تهدیدی جدی روبه رو خواهد کرد
.

وحالا عکس...

تصاویری از شترها

یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود .

حالا توضیح را بخوانید:
این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته



چهارشنبه هشتم مهر 1388 |

 

 

سلام

خوبین؟از همتون ممنون که اومدینو نظر دادین

فقط در جواب اقا/خانوم مشموس(که البته ممکنه بازم با اسمای دیگه بعد بیاد و نظر بده):نمیدونم چرا ادمای بی ظرفیتی مثل تو میان توی وبلاگای هنری!!!!!!!!!!!!در ضمن احمق جان من باسیاست کاری ندارم ادم سیاسی ای هم نیستم مملکت خودش قانون داره منم با قانوناش موافقم عضو هیچ حذب و گروهی هم نیستم مطمئن باش جامعه رو دست من نمیسپارن تو برو مراقب خودت باش گند نزنی تو جامعه (پنگوئن جون) من فقط با حقوق اشنام (فکر کنم شناختمت کی هستی عوضی)اخه احمق بی شعور توکه بویی از هنر نبردی واسه چی  میای توی این جور وبلاگا؟هان؟دیگه نگاهتو توی وبلاگ من نمیندازی(می دونین دوستان اون عوضی نوشته بود وبلاگ من نجسه اخه میترسم بیشتر از این حرفا نجس شه)باید وبلاگمو یه دور اب بکشم دهن گندتم میبندی میدونی به نظر من تو با هر اسمیم که بیای توی وبلاگم بازم خودتی همون نجس عوضی!!!!نظراتتم تا ببینم فرت! در ضمن خوشحالم که راحت شدی اخه نوشته بودی اومدی مستراح از این به بعدم خواستی بری مستراح وبلاگ خودت بهترین جاواسه این کاره

خوب دوستان ببخشید که اینقدر دهنم به ناسزا رفت اما اینا فقط  به خاطر نظردادن یه سری ادم عوضیه که اصلا کارکردن با این دنیای مجازی رو بلد نیستن وفقط میان و میخوان عقده های درونیشونو خالی کنن.من توی یه کتاب روانشناسی به اسم روح ها ورنگها خوندم که اینجور ادم ها یک سری ادمهای گنگ و بی نشونن که توی دوران کودکی یا نوجوونی حقارت کشیدن وادمهای سوخته ای هستن.حالا بقیه قضیه بماند.اقا یاخانم محترم که به اسم مشموس اومدی و چرت وپرت نوشتی لطفا دیگه توی این وبلاگ نیاو نظرنده.اگه بیای و نظرم بدی(اقا/خانوم مزاحم) نشون دادی که چه ادم(سه نقطه ای)هستی.در ضمن توکه چیزی از من نمیدونی بهتره حرف مفت نزنی.تو معلومه حرفات اصل ربطی به چیزایی که من تو وبم نوشتم نداره.پس بهتره چشاتو واکنی وبهتر نگا کنی یا به یه دکتر چشم پزشکی مراجعه کنی

خوب دوستان یه سری عکس بانمک براتون اماده کردم امیدوارم که لذت ببرید

 

 کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج

 

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

کاریکاتور های زیبا و جالب با مضمون ازدواج - pixfa.ir

فرهنگسراي فناوري اطلاعات در سومين جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال كه از‪ ۸‬تا ‪ ۱۶‬مهر ماه در محل مصلاي تهران برگزار مي‌شود، با ارايه فعاليتهاي متنوع حضور فعال خواهد داشت.

به گزارش روز سه شنبه ايرنا به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي فناوري اطلاعات ، هدف از حضور اين فرهنگسرا در جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال، زمينه سازي براي گسترش
زير ساخت‌هاي لازم جهت بهره مندي سالم از رسانه‌هاي جديد، عنوان شده است.

درغرفه فرهنگسراي فناوري اطلاعات علاوه بر عرضه محصولات و توليدات رايانه اي جديدترين روشهاي آموزش مجازي از طريق نصب نرم افزار روي شبكه نيز ارائه خواهد شد.

معرفي نرم افزار يكپارچه‌سازي ارتباطات (‪ )ocs‬نيز از ديگر برنامه‌هاي فرهنگسرا در اين جشنواره است كه با استفاده از اين نرم افزار و نصب آن بر روي شبكه، بدون نياز به تلفن مي‌توان با اعضاي شبكه از طريق
ويدئوكنفرانس ارتباط برقرار كرد.

علاقه مندان به حوزه رباتيك با حضور در غرفه اين فرهنگسرا درجشنواره، مي توانند با روبات‌هاي امدادگر و شهري كه توسط كانون روباتيك فرهنگسراي فناوري اطلاعات و مشاركت شركت اسپروز طراحي و ساخته شده است،آشنا شوند.

مراجعه‌كنندگان با عضويت در كانونها و نيز ثبت نام در كلاسهاي آموزشي فرهنگسرا از تخفيف درنظر گرفته شده براي مخاطبان جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال بهره مند مي‌شوند.

اعلام فراخوان شركت در جشنواره ايده‌هاي برترمحله و معرفي دستگاه اتوماتيك عكاسي هم از برنامه‌هاي ديگر اين فرهنگسرا براي روزهاي جشنواره است.


*** نقد و بررسي حافظ شناسي
در همايش كارگاهي نقد و بررسي حافظ شناسي رضا بيابانكي شاعر و اديب معاصر به نقد و بررسي زيبايي شناسي در حوزه ادب و فارسي خواهد پرداخت.

به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي انقلاب و مديريت فرهنگي هنري منطقه ‪،۱۱‬ اين نشست يكشنبه ، دوازدهم مهرماه جاري با حضور پژوهشگران و اساتيد ادب پارسي ميزبان تمامي علاقمندان، به ويژه دانشجويان ، فرهنگيان و دانش< آموزان است .

به گفته ناصر امين<زاده، رئيس فرهنگسراي انقلاب اين برنامه نخستين عنوان از سلسله نشست، كانون ادبي اين فرهنگسرا و آشنايي با مفاخر ايران زمين است كه در آن به بررسي جايگاه حافظ در عرصه فرهنگ و ادب پارسي پرداخته خوهد شد.

در اين نشست استاد رضا بيابانكي و ديگر پژوهشگران نتايج سال‌ها پژوهش در عرصه حافظ شناسي را به علاقمندان عرضه مي‌كنند.

اين نشست دوازدهم مهرماه ساعت ‪ ۱۷‬در سالن سپيده فرهنگسراي انقلاب برگزار مي شود.


*** دريادلان خاكي با پرده<خواني جوان<ترين نقال كشور
جوان<ترين نقال و پرده<خوان كشور با ‪ ۲۶‬سال سن در شب خاطره دريادلان خاكي حماسه ‪ ۸‬سال دفاع مقدس را روايت مي<كند.

به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي انقلاب و مديريت فرهنگي هنري منطقه ‪،۱۱‬ برنامه پرده<خواني محسن ميرزا علي از تبار معروف<ترين نقال<هاي كشور ، عصر چهارشنبه هفته جاري در سالن فجر فرهنگسرا اجرا مي<شود.

ميرزا علي در روايت<هاي خود ضمن تاكيد بر حماسه<هاي ‪ ۸‬سال دفاع مقدس از اشعار شاعران بزرگ ايران هم چون مولوي نيز بهره مي<گيرد.

برنامه<هاي جنبي اين شب خاطره شامل تجليل از خانواده شهداء، خاطره گويي جانباز جليل<القدر اصحاب كريمي و اجراي گروه تواشيح الزهراء خواهد بود.

پرده<خواني وي ساعت ‪ ۱۵‬عصر روز ‪ ۸‬مهر ماه جاري در سالن فجر فرهنگسراي انقلاب انجام مي‌شود.


*** جشنواره غذا در فرهنگ سراي شفق
جشنواره غذا به همت فرهنگسراي شفق و همكاري كانون فرزانگان اين مجموعه برگزار مي‌شود.

اين جشنواره با هدف آشنايي بيشتر شهروندان با غذاهاي ايراني، آشنايي با نحوه صحيح طبخ غذا، تشويق شهروندان به تغيير رژيم‌هاي غذايي پرچرب و پر نمك و ... ‪ ۱۶‬مهر در پارك شفق برگزار مي‌شود.

غرفه داران در اين جشنواره ضمن معرفي غذاهاي خود، آنها را به فروش مي رسانند. عوايد حاصل از فروش غذاها در اين جشنوراه صرف امور خيريه مي‌شود.


*** نمايشگاه معماري آستانه در فرهنگسراي ارسباران
نمايشگاه گروهي معماري در گالري شماره ‪ ۳‬فرهنگسراي ارسباران برپا شده است.

به گزارش روابط عمومي مراكز فرهنگي هنري منطقه ‪ ،۳‬اين نمايشگاه با عنوان آستانه مجموعه‌اي از پايانامه‌هاي دانشجويان كارشناسي ارشد معماري دانشگاه آزاد اسلامي است.

در اين نمايشگاه ‪ ۳۰‬عدد شيت معماري و ‪ ۵‬عدد ماكت به نمايش گذاشته شده است و تكنيك اجراي اين آثار ارايه شيت‌هاي معماري بروي پايه و آويز و چيدمان ماكتهاي معماري مي‌باشد.

هدف از برگزاري اين نمايشگاه آشنايي بيشتر با فضاسازي و معماري اماكن تفريحي و فرهنگي مي‌باشد.

اين نمايشگاه تا ‪ ۱۶‬مهر ماه در گالري شماره ‪ ۳‬فرهنگسراي ارسباران برپا شده است .


*** فيلم سينمايي زندگي شيرين درفرهنگسراي اشراق
فيلم سينماييزندگي شيرين به كارگرداني قدرت ا... صلح ميرزايي وبازيگري جواد رضويان ، بهنوش بختياري، رضا شفيع جم و... در سينما خانوادگي گلبانگ فرهنگسراي طبيعت اكران مي‌شود.

به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي طبيعت (اشراق) ؟ علاقمندان مي‌توانند همه روزه در سانس‌هاي ‪ ۱۵-۱۷-۱۹‬جهت تماشاي فيلم به اين فرهنگسرا مراجعه كننند .


*** مسابقه پيك نور
به منظور آشنايي كودكان و نوجوانان با آموزه‌هاي قرآني مسابقه پيك نور در فرهنگسراي عطار برگزار مي‌شود.

در اين مسابقه به كساني كه موفق به حفظ جزء سي ام قرآن كريم و آشنايي با معاني و مفاهيم آيات مباركه اين جزء شوند جوايزي اهدا مي‌شود.

اين مسابقه ويژه گروه سني كودك و نوجوان است و همه روزه از ساعت ‪ ۱۶‬لغايت ‪ ۱۷‬برگزار مي‌شود.


*** سلام فرهنگسراي سالمند به پدربزرگ‌ها و مادربزرگ ها
فرهنگسراي سالمند به مناسبت روز جهاني سالمند و تكريم آنان ، پنجشنبه ‪۹‬ مهر ماه در دو نوبيت صبح و عصر در بوستان‌هاي لاله ، شهر ، انديشه و خيام برنامه‌اي با عنوان پدربزرگ ، مادربزرگ سلام اجرا مي‌كند.

در اين برنامه گروهي از كودكان و نوجوانان به بوستان‌هاي تهران مي‌روند و با اهداي شاخه‌هاي گل به سالمنداني كه اوقات فراغتشان را در پارك‌ها مي گذرانند، اين روز را به آنها تبريك مي‌گويند.

به همين مناسبت از ساعت ‪ ۱۵‬تا ‪ ۱۸‬اعضاي تشكل‌هاي سالمندي شهر تهران در مراسم ويژه‌اي با عنوان جهانديدگان شهر در فرهنگسراي اشراق گرد هم مي آيند

نظر بدین



سه شنبه هفتم مهر 1388 |

سلام

خوفین؟من خوفم!چه خبرا ؟چیکارا میکنین؟

دیروز رفته بودم دانشگاه !کلاسا شروع نشده بود حالا معلوم نیست کی شروع شه یا شنبه این هفته یا شنبه هفته دیگه یعنی 11 مهر.بچه های دانشگاه اون طور که دیده میشه بیشتر پسرن !میخوام اتاقمو مرتب کنم.کتابامو جمع وجورکنم.اگه بتونم تدریس رو شرع کنم.عضو گروه تئاترو اجرای دانشگاه هم که شدم.دارم یه رمان میخونم به نام ارواره ها خیلی قشنگه.شماهم بخونین.شاید چادری بشم.موندم هنوز تو دودلی.از یه طرف میدونم من چادری باقی نمیمونم از طرف دیگه دوست دارم چادر رو تجربه کنم.پریشب  حمیدگودرزی رو دیدم چه قدر این مردماهه!ادم شیفته اخلاقش میشه.میدونستین اهنگ گل گلدون اهنگ مورد علاقشه!طرفدار سرسخت تیم استقلالم هستش.خیلی ادم خوبیه.فقط به خاطر ایمانشه که خانومش گذاشته بازیگر بمونه.با اینکه من طرفدار پرسپولیس بودم اما طرفدار حمید گودرزی هم هستم.

امروز بارون خوبی داره تهران میباره خدایا شکرت که اینقدرمهربونی الهی من فدات شم مهربونم.

بباربارون ببار بردلم گریه کن خون ببار

خدایا کاری کن پاییزو زمستان امسال اونقدربارون بباره که همه تشنه ها از دریای عشقت احساس سیرابی کامل بکنن.

موهایم را به دست باد می سپارم

و چشمانم را به افق می دوزم

و خورشید در افاق به من لبخند می زند

با چشمان قهوه ای رنگم وقتی به اوج می نگرم

وسعی در این دارم که لانه کبوتری را در روی درختن نارون بببینم

در دل کوچک خود می خندم

وقتی که انگشتانم شاخه های ظریف درخت را لمس می کنند

به عظمت عشقم به خدا پی می برم

وقتی که نسیم بهاری بر صورتم بوسه می زند

می فهمم که او مرا به ستایش پروردگارم فرا می خواند

و شاید این روزها دلم از سنگ نیز سخت تر بود

نمی دانم برای چه به این گونه بودم

خدایا دوستت دارم

و تو را به خاطر همه چیزهایی که به من ارزانی داشته ای سپاس می گویم

تو را شکر می کنم

به خاطر عشقی که به من هدیه کرده ای

و شاید دلم از حریر نیز نازک تر شود

با وجود عشق تو

پس با تمام وجود از تو می خواهم به من کمک کنی

که عاشقت باشم

امروز عشق را در نگاه مهربان پسر بچه ای دیدم

که با عشق شکلاتش را به کودکی دیگر داد

و وقتی پسربچه بوسه ای بر من برای خداحافظی کرد

فهمیدم که عشق در وجود تمام انسانهاست

و باید این عشق را حس کرد

و من برای همیشه عاشقت خواهم بود پروردگار عاشق من

 

شعرنواز:زینب عباسی

تابستان 1387

دوستان نظر یادتون نره درگذشت استاد مشکاتیان رو به همه هنرمندان ودوست داران هنر خصوصا سنتور تسلیت میگم

بای تاهای



پنجشنبه دوم مهر 1388 |